مولف: ابراهیم حسن بیگی
ناشر کتاب : کتابستان معرفت

نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی


سال نشر: 1393
شمارگان: 1200


چاپ جاری: 1
تعداد صفحات: 296


وزن(گرم): 318
شابک:
978-600-9416-05-9

 

 

«سال های بنفش» رمانی است که رویدادهای سیاسی قبل و بعد از انقلاب را درباره یک خانواده شهرستانی روایت می کند.
نویسنده در این کتاب به فعالیت گروه های سیاسی در سال های پیش از انقلاب و پس زمینه ای از ریشه ها و نحوه ی شکل گیری آن در ایران بعد از خرداد 1342 تا اوایل پیروزی انقلاب می پردازد.
به گفته ی این داستان نویس، درباره انقلاب اسلامی و ریشه های آن کم تر رمانی برای بزرگسالان نوشته شده و در این زمینه احساس خلأ وجود دارد.
این کتاب، با نگاه به دوران قبل از انقلاب اسلامی - محدوده زمانی سال های 1342 تا 1356 منتشر شده است. نویسنده در این رمان، به مبارزات گروه های سیاسی با رژیم طاغوت پرداخته و درانعکاس داستانی آنچه در آن دوره گذشته، کوشش کرده است.


موضوعات: معرفی کتاب
   جمعه 30 مهر 13951 نظر »

 مشخصات کتاب:


سرشناسه : فیاضی، مفید


عنوان  : اهمیت نماز جمعه و آداب آناز دیدگاه امام علی (ع)


 

نام پدیدآور: مفید فیاضی.


مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران، 1386


مشخصات ظاهری : 48 ص.


شابک : 9789649730998: 3000 ریال


یادداشت : کتابنامه: ص. [45]؛ همچنین به صورت زیرنویس.


شماره کتابشناسی ملی : 1147665


عناوین اصلی کتاب شامل:


پیشگفتار؛ راه شناخت امام علی علیه السلام؛

 

بخش اول؛ بخش دوم؛ بخش سوم؛ بخش چهارم؛ منابع تحقیق؛ پی نوشت ها


موضوعات: معرفی کتاب
   چهارشنبه 7 مهر 13951 نظر »

سلام بر ابراهیم: زندگینامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی
گردآورنده کتاب: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
سال نشر: 1393
شمارگان: 2500
چاپ جاری: 61
تعداد صفحات: 256
وزن(گرم): 319
شابک:
978-600-93917-1-4
تاریخ ثبت: یکشنبه 5 شهریور 1391
تاریخ ویرایش: شنبه 30 خرداد 1394
کد : 11169
تعداد بازدید: 6205
برچسب:
1. فرهنگ پایداری دفاع مقدس (2-19)
2. زندگینامه و خاطرات (4-14)
3. کتاب های برگزیده سمت خدا و زنده باد زندگی
75,000 ریال
کانال تلگرام پاتوق کتاب فردا

دریافت نسخه اندروید پاتوق کتاب فردا از ایران اپس

شجره طیبه صالحین

معرفی کتاب
«سلام بر ابراهیم» کتابی است که در قالب زندگینامه ای مختصر و ۶۹ خاطره درباره شهید بزرگوار و مفقود الاثر «ابراهیم هادی» منتشر شده است. این نوشتار حاصل بیش از پنجاه مصاحبه از خانواده، یاران و دوستان آن شهید است که همگی نگارنده را در گردآوری این مجموعه ارزشمند یاری رساندند.

شهید هادی در یکم اردیبهشت ماه سال ۳۶ دیده به جهان گشود و پس از بیست و هفت سال زندگی پر فراز و نشیب، در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، بیست و دوم بهمن سال ۶۱ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و همانطور که از خداوند می خواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام ماند.
گزیده کتاب
دو خاطره از مفقود شدن شهید هادی را تقدیم خوانندگان عزیز می کنیم:

یک ماه از مفقود شدن ابراهیم می گذشت. بچّه هایی که با ابراهیم رفیق بودند هیچ کدام حال و روز خوبی نداشتند. هر جا جمع می شدیم از ابراهیم می گفتیم و اشک می ریختیم.
برای دیدن یکی از بچّه ها به بیمارستان رفتیم، رضا گودینی هم اونجا بود. وقتی که رضا رو دیدم انگار که داغش تازه شده باشه بلند گریه می کرد. بعد گفت: “بچّه ها دنیا بدون ابراهیم برا من جای زندگی نیست. مطمئن باشید من تو اولّین عملیات شهید می شم.”
یکی دیگه از بچّه ها گفت: “ما نفهمیدیم ابراهیم کی بود. اون بنده خالص خدا بود که اومد بین ما و مدّتی باهاش زندگی کردیم تا بفهمیم معنی بنده خالص خدا بودن چیه” یکی دیگه گفت: “ابراهیم به تمام معنا یه پهلوان بود یه عارف پهلوان”
***
پنج ماه از شهادت ابراهیم گذشت. هر چه مادر از ما پرسید: “چرا ابراهیم مرخصی نمی آد؟” با بهانه های مختلف بحث رو عوض می کردیم و می گفتیم: “الآن عملیاته، فعلاً نمی تونه بیاد تهران و… خلاصه هر روز چیزی می گفتیم.”
تا اینکه یکبار دیدم مادر اومده داخل اتاق و روبروی عکس ابراهیم نشسته و اشک می ریزه. اومدم جلو و گفتم: “مادر چی شده؟”
گفت: “من بوی ابراهیم رو حس می کنم. ابراهیم الآن توی این اتاقه، همینجا و… “
وقتی گریه اش کمتر شد گفت: “من مطمئن هستم که ابراهیم شهید شده".
مادر ادامه داد: “ابراهیم دفعه آخر خیلی با دفعات دیگه فرق کرده بود، هر چی بهش گفتم: بیا بریم، برات خواستگاری، می گفت: نه مادر، من مطمئنم که بر نمی گردم. نمی خوام چشم گریانی گوشه خونه منتظر من باشه”
چند روز بعد مادر دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه می کرد. ما هم بالاخره مجبور شدیم به دایی بگیم به مادر حقیقت رو بگه. آن روز حال مادر به هم خورد و ناراحتی قلبی او شدید شد و در سی سی یو بیمارستان بستری شد.
سال های بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا می بردیم بیشتر دوست داشت به قطعه چهل و چهار بره و به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام بشینه، هر چند گریه برای او بد بود. امّا عقده دلش رو اونجا باز می کرد و حرف دلش رو با شهدای گمنام می گفت.


موضوعات: معرفی کتاب
   شنبه 3 مهر 1395نظر دهید »

کتاب «پرواز پروانه‌‌ها» شامل خاطرات یکی از جانبازان شیمیایی از مبارزه با رژیم‌ شاه، دوران پس از انقلاب ‌اسلامی و دفاع مقدس،در قالب داستانی و به قلم حمزه تدین‌منش منتشر شده است.

«پرواز پروانه‌ها» شامل خاطرات یک جانباز شیمیایی است که در کتاب به نام محمدحسن معرفی شده و در کنار روایت خاطراتش، بخشی از تاریخ ایران در دوران پهلوی، وضعیت بعد از انقلاب اسلامی در شهر اندیمشک و استان خوزستان و هشت سال دفا‌‌ع مقدس هم بازگو می‌شود. این کتاب شامل 12 فصل است که 4 فصل «رهایی از پیله»، «پروانگی»، «نیاز به رفتن» و «شوق پرواز» خاطراتی از دوران رژیم شاه و مبارزات انقلابی با این رژیم را در بر دارند.

 از فصل «آغاز سفر» انقلاب‌اسلامی به ثمر نشسته و هفت فصل آسمان اول تا آسمان هفتم مربوط به هشت سال دفاع‌مقدس‌اند که با حملات هوایی و زمینی عراق به ایران آغاز می‌شوند و با حضور محمدحسن و دیگر ایثارگران در عملیات‌های دفاع مقدس ادامه می‌یابند. محمدحسن در طول هشت سال چهار بار مجروح می‌شود. کتاب «پرواز پروانه‌ها» با تولد محمدحسن در سال 1341 درشهر اندیمشک و شرح وضعیت زندگی او آغاز می‌شود و در فصل آسمان هفتم با بمباران شیمیایی شهر حلبچه در سال 1366 و جانبازی او پایان می‌یابد.

ادامه »


موضوعات: معرفی کتاب
   یکشنبه 28 شهریور 1395نظر دهید »

«خوشبوترین گل سرخ برای من» عنوان اثری از منیژه جان‌قلیاست که از زاویه دید اول شخص، به روایت داستانی زندگی نرجس عطارنژاد (کاشانی)، می‌پردازد.

وی از مادران شهیدایرانی است.

در این کتاب داستان زندگی‌ او از زمان ازدواج تا هنگامی که برای نخستین‌بار و به اشتباه خبر شهادت فرزندش را به اطلاعش می‌رسانند، شرح  داده شده است.

در صفحه 30 «خوشبوترین گل سرخ برای من» می‌خوانیم: «آن شب مثل شب‌های گذشته با چشمانی اشک‌بار به به خواب رفتم. پدر به خوابم آمد. همان نگاه مهربان را داشت. لبخند از روی لب‌هایش محو نمی‌شد. اشک می‌ریختم و تماشایش می‌کردم.


موضوعات: معرفی کتاب
   چهارشنبه 24 شهریور 13952 نظر »

1 3

 << < آذر 1397 > >>
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
یا ابا صالح المهدی ادرکنی
"یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"
جستجو
کاربران آنلاین
آمار
  • امروز: 37
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 29
  • 1 ماه قبل: 71
  • کل بازدیدها: 17293
رتبه